ایمان میرزائی

من ایمان میرزائی هستم، گردش‌گر دنیای دیجیتال. اما توسعه کلان و فیلم و کتاب رو هم دوست دارم

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پراگماتیسم و عملگرا بودن» ثبت شده است

من برای جامعه‌ام چه‌کردم؟ (لطفا شما هم ریاکارانه بگویید!)

این متن را زمانی می‌نویسم که آمادگی‌اش را ندارم، نه برایش فکر کرده‌ام که چگونه باشد بهتر است، نه چندان در مود آینده این گزارش‌ها فکری دارم، که اگر بیشتر صبر کنم کاری پیش نمی‌رود.

قرار است اینجا هر کار خوب و کوچک -و با احتمال کمتر- کار بزرگ و خوبی کردم بنویسم.

این را از فواد ایده گرفتم. اما قبل از آن در وبلاگ آقا معلم، در نوشته سرطانی به نام وطن یا چرا وطن‌پرست نیستم، در مدرسه (در قالب درس میکرواکشن، مهربانی‌های کوچک زندگی و هر چقدر هم کوچک، اقدامی انجام دهیم ، انتخاب زمان مناسب و جاهای دیگری که الان یادم نیست، این‌کارها تشویق شده است.

در این‌هایی که لینک کردم مفاهیم متفاوتی بیان شده، اما یک رشته ثابت دارند که آن یک اقدام است.

هرچقدر هم کوچک، برای خود یا برای دیگران. بیایید حتی اگر کم، اما یک‌کاری بکنیم، فراتر از نوشتن در وبلاگ و شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی‌مان. بیایید عملگرایی را بیشتر تمرین کنیم.

من همین یک پست رو می‌گذارم اینجا و هر بار آپدیتش می‌کنم که برای غیر از خودم چکار کرده‌ام، برای محل زندگی‌ام، برای شهر و استان یا کشورم. همه رو سعی می‌کنم بنویسم:

 

  • دیروز ۱۵ لیتر به درختان اونور خیابون آب دادم.
  • جمع‌آوری کمک مالی برای یک کار عام المنفعه (در حد یک میلون تومان از چندین نفر)
۱۳ خرداد۰ ۹۶ ۱ کامنت
ایمان میرزائی

کنسرو تاریخ مصرف گذشته و دیگر مواد لازم برای تروریست شدن

توجه: متن زیر را کسی نوشته که کمی با تفکر سیستمی آشناست کمی هم با مفهوم مدل ذهنی.

اصل متن: وقتی که این ویدیو و این خبر را دیدم چندان تعجب نکردم، اتفاقا تعجبم از آنجا بود که با این جامعه‌ای که ما داریم چندان از  این نوع ویدیوها و خبرها را ندیده‌ام، چون کاملا منطقی است وقتی در کشور خودمان کسانی را میبینم که بخاطر جلوگیری از ضررهایی که خود مسببشان بوده‌اند و تلاش برای پرداخت هزینه آن اشتباه سعی می‌کنند هزینه‌ها را به گردن بغل دستی‌شان بیندازند.

کاری ندارد که!

کنسروها را برمی‌داریم و آنها که قوطی مناسبی دارند را دوباره رنگ می‌کنیم و لیبل میچسبانیم و آنهایی هم که مواد آنها از شدت فساد قوطی‌شان هم خراب شده است را هم دوباره قوطی خواهیم داد و بسته بندی خواهیم کرد، مگر سخت است؟

منتهی مشکلش آنجاست که ممکن است پلیس بفهمد وگرنه با پخش کردن این صدهزار کنسرور بعید است بیشتر از صد نفر بمیرند بقیه هم بعد از کمی دل‌درد خوب خواهند شد!

 

آنها نشان دادند که لازم نیست چندان نیرویی به خارج از کشورمان به عنوان محافظان حرم بفرستیم، بیشترین نیازمان مبارزه با تروریست‌های وطنی است.

که این نوع تروریست نه برایشان اسلام مسئله‌ای بوده و نه ابزار کار کشورهاست.

او در کودکی نیاموخته است که وقتی بستنی‌اش را روی لباسش ریخت دیگری را برایش نخواهند خرید(چون خودش مسئولیت بستنی خود را داشته) نه پدر او یا مادرش این‌کار را نکرد و به ازای آن بستنی ریخته شده دیگری را برای او خرید و به او گفت آفلین گلم! این یکی لو نلیزی لو لباست‌ها!

آن بچه و بچه‌ها کم کم(با تلاش پدر و مادری که خود شغلی مانند همین کنسور سازها داشتند)، بزرگ شدند و با پرداخت پول به کلاس‌های آموزش رد شدن از کنکور(و نه آموزش مطالب درسی) به دانشگاه رفتند و بعد از جهاد با صندلی‌های سفت دانشگاه و آموختن فن التماس به استاد مدرکی از دانشگاه گرفتند و هنگام استخدام -با پارتی بازی- شغلی کسب کردند ولی بخاطر بی‌لیاقتی خودش و همگِنان خودش محصولاتشان به‌فروش نمی‌رود و بعد همان مدیر که مدرکش در بهترین حالت تقلبی نبوده و از همین دانشگاه‌ها دریافت شده بود تصمیم می‌گیرد که هزینه‌ها و ضررهای بی لیاقتی خودشان را بین مردم تقسیم کند.

که اگر از خودش بپرسی هزار جور تفسیر توضیح دارد که کارش خدمت به خلق الله است و اینها برای جلوگیری از اسراف است و مزخرفات تهوع آور دیگر.

اگر از کارگر آن کارخانه بپرسی می‌گوید مردم بدبخت هستند و مجبور به این کار می‌شوند!

اما آنها نمی‌گویند که دزدی و آدم کشی یک مدل ذهنی است و نه حاصل فقر مالی.

برای مردم  آن‌ جامعه همین که مسئله‌هایشان را به زیر فرش بدهند تا معلوم نشود به معنای آن است که مسئله حل شده.

و گر نه تروریست که یک اسلحه دارد و ماهانه چند هزار دلار(چون از غرب حقوق می‌گیرد دلار دارد) حقوق دریافت می‌کند و مردم را می‌کشد. ما که این‌کار ها را نمی‌کنیم.

ما فقط با سختی‌ها دست و پنجه نرم می‌کنیم. آیا این اشکالی دارد؟

ته‌نویس: به نظرم فرق ما با همتایان عربمان در عراق فقط آنجاست که آنها عملگراتر و pragmatism تر از ما هستند و گر نه بمب را هر دو میگذاریم ولی خوبی کارما در بی‌صدا بودنش است!

۰۸ اسفند۰ ۹۵ ۰ کامنت
ایمان میرزائی

تبلیغات فرهنگی «روی» قبض گاز

قبلا پشت قبض‌‌ها، روی بلیط اتوبوس، روی کبریت و جاهای دیگه که الان حضور ذهن برای گفتنشون رو ندارم نصیحت‌هایی دیده بودم، الان دیدم روی قبضی که برامون اومده نوشته شده:

 

به کودکان خود بیاموزیم که مهر بورزند، به خود و دیگران مهر بورزند و تعارض را بدون خشونت حل کنند

(معاونت اجتماعی دادگستری)

 

 

قبلا فکر می‌کردم که چه‌کار خوبی می‌کننن که از یه فضایی که بلااستفاده مونده بعنوان یک منبع برای کارهای مفید استفاده می‌شه.

بعدا با خودم گفتم آیا این روش‌ها جواب می‌دهد؟

چه آماری وجود دارد که این موضوع را تصدیق کند و حداقل چند درصد خشک و خالی را بنمایاند که بله واقعا حداقل دو سه درصدی مفید بوده

بعد از آن که با مفاهیمی مانند ایدئالیسم (، آرمان گرایی و کمال‌طلبی) و (پراگماتیسم و عملگرایی) آشنا شدم فهمیدم که برای کشتن هر تغییری باید آن‌قدر انتظارات خودمون رو از راه‌حل‌ها بالا ببریم و آن‌قدر غر بزنیم که آیا این واقعا جواب‌گو است یا نه، تا همان‌ها هم که به‌زور می‌خواستند تغییری ایجاد کنند هم منصرف شوند و عطای احتمالی آن تغییر را به لقایی که ما با انتظارات خودمان ساخته‌ایم ببخشند. وبی‌خیال همه‌چیز شوند(کاری که شبکه‌های ماهواره‌ای می‌کنند). و گفتم هر چه باشد آن‌ها قبلا هیچکاری در این مورد نمی‌کردند حالا نسبت به قبل بهتر شده و این یعنی توسعه.

و اخیرا هم فکر کردم که با این تغییرات جزیی و پراکنده نمی‌شود مشکلات را با سرعت معقول و به‌صورت ریشه‌ای‌تر حل کرد. و نیازمند به قوانینی هستیم که تصمیم‌گیرندگان کشور را به این سمت ببرد که تغییرات را هارمونیک به پیش براند، یعنی ساختاری بسازیم که ما را مجبور به این‌کار کند که حتی اگر یک انسان بداندیش و خودخواه با دید غیر سیستمی هم بر سر کار بنشیند باز هم بتواند با سرعت معقولی کار ها را به درستی انجام بدهد! این‌که آیا میشود همچین ساختاری ساخت یا خیر را چندان مطلع نیستم اما مانند هر شاگردی به معلم خودم در حوزه علوم سیاسی در این مورد اعتماد کرده‌ام، چون او به این راه معتقد است، خیلی دوست دارم بفهمم که چگونه می‌توانیم برای خودمان به این‌صورت قوانین بگذاریم، که هم دچار ایدئالیسم نشویم و هم ساختار مفیدی بسازیم.

انگار از بحث کمی خارج شدم، داشتم در مورد تبلیغات روی قبض می‌نوشتم برایم جالب بود که این‌بار نه پشت قبض که کسی نمی‌بیندش و اصلا برایش مهم نیست، که روی آن (که همیشه اول از همه چیز به هزینه‌ای که برای خودمان رقم زده‌ایم نگاه می‌کنیم) گذاشته اند. این هم نشان داده که در رابطه با اثربخشیِ نوشته هم بهتر شده ایم. خدا رو شکر می‌کنم: خدا رو شکر.

۰۲ بهمن۰ ۹۵ ۰ کامنت
ایمان میرزائی