ایمان میرزائی

من ایمان میرزائی هستم، گردش‌گر دنیای دیجیتال. اما توسعه کلان و فیلم و کتاب رو هم دوست دارم

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مهارت انتخاب کردن» ثبت شده است

داداچ انتخابات تموم شد

صبح که شد، در لپ‌تاپ را باز می‌کند بعد هم تلگرام، می‌رود توی اکانت‌هایی که پیدا کرده؛

از اول: شما چرا توی اون گروه به ایشون توهین می‌کنی؟ دومی: مگر دین نداری؟ سومی: اصلا معلومه داری حقوق می‌گیری تا خرابش کنی ، تا آخر همش همینه.

دعواهای انتخاباتی در زمانی غیر از زمان انتخابات.

بهش می‌گم ول کن بابا. می‌گه نه انگار اینا سرشونو کردن تو برف نمی‌بینن واقعیت رو. بعد هم تحلیل که: ببین از این حرفی که زد اصلا معلوم بود، خودشم حرفامو قبول داره، اما انگار یه مشکل دیگه هست.

شخصا زمان انتخابات برای رای آوردن نامزدی که از همه کمتر حوصله‌ام را سر می‌برد کلی زور و زار زدم. اما برای همان دو یا سه روز آخر بود. قبل‌تر از آن را دیگر نمی‌توانستم. به دلیل هزینه‌فرصتش (هزینه‌ای که بر گُرده‌ام می‌نشیند بر فرصتی که اول برای خودم و بعد دیگران ایجاد می‌کند نمی‌ارزد) اصلا منطقی نیست.

اصلا هزینه‌ی‌فرصت را هم بی‌خیال شویم!

برای اعتبارت خوب نیست؛ از فردا می‌گویند فلانی جیبش به دولت وصله، اینجوری نخورده و سوخته می‌شوی. وگرنه اگر هم وصل بود باز می‌شد هزینه فرصت را بررسی کرد. الان که باید دغدغه‌های دیگری داشته باشی، آن هم با وضعیتی که من از تو الان می‌بینم.

بی‌موقع و بی‌مکان و بد ارائه کردن، باعث خرابی می‌شود.

الان زمانش برای تو نیست، درست است که انتخابات بعدی از هم اکنون و حتی از قبل شروع شده (اقلن اگر سیستم را ببینیم و بازه زمانی فعالیت انتخاباتی را درست انتخاب کنیم.) اما نه برای تو که یک شهروند هستی و وظیفه‌ات آباد کردن خودت است(با ارزشمندتر شدن و غنی‌تر شدن)، زمانش که برسد در آن سه چار روز آخر انتخابات حتی برای تو هم منطقی می‌شود که وارد تبلیغات بشوی، بدلیل اثری که بر چهار و یا چهل سال بعد می‌گذارد را می‌گویم.

بی‌مکان ارائه کردن نظراتت هم تو را غیرحرفه‌ای به نمایش می‌گذارد، فرض کن ایمیل‌های رسمی میان دو سازمان را با ایمیل شخصی‌مان بدهیم. ایمیل شخصی مکان درستی برای آن نیست.

بد ارائه کردن را هم این‌روزها خوب می‌فهمم، که planها را بر آب و پول‌ها را بر باد می‌دهد و رابطه‌ها را خراب و دل‌ها را شکسته می‌کند.

باید گفت این‌کارها در این زمان برای تو و ما نان و آب نمی‌شود، حتی خربزه هم نیست تا تنمان سرد و سرمان گرم شود. مایه اعصاب خرابی، زمان تمامی و رابطه تخریبی است و بس.

۰۹ تیر۰ ۹۶ ۰ کامنت
ایمان میرزائی

انتخابات با یک شاخص: چه کسی از او حمایت می‌کند؟

من سواد درست و حسابی برای انتخاب کاندیدای اصلح رو ندارم، برای همین به بزرگان اقتدا می‌کنم.

متخصصان اقتصاد برجسته‌ای مانند محسن رنانی، حسین راغفر، حمیدرضا برادران شرکا و دیگران از حسن روحانی حمایت می‌کنند و در مقابل اقتصاددانانی هم هستند که رئیسی را بیشتر دوست دارند و مقایسه این دو لیست و مقایسه سوابق افراد حاضر در این دو لیست نشون میده که روحانی در این قسمت طرفداران قوی‌تری داره. از مقایسه دانشگاه‌هایی که در آن درس خوانده‌اند تا دانشگاهی که در آن درس می‌دهند. البته لیست دوم دیدنی‌تر است!(می‌توانید نگاهی به افراد حاضر در آن بیندازید).

(اقتصادآنلاین: ۱۶۳ اقتصاددان از روحانی حمایت کردند)

(تابناک: حمایت ۸۰ اقتصاددان از سید ابراهیم رئیسی)

 

در مورد فلسفه چون سواد و درک مفیدی ندارم، فقط چندتا لیست میگذارم که اینجا هم میشه افراد حاضر در هر دو لیست رو  با هم مقایسه کرد (که البته من که بر این اساس انتخاب نمی‌کنم، چون به‌جز دوسه نفر کسی رو نمی‌شناسم).

(بولتن: بیانیه استادان و پژوهشگران فلسفه در حمایت از روحانی)

(تسنیم: ۲۸۵ نفر از اساتید برجسته فلسفه و عرفان از «رئیسی» حمایت کردند)

 

در لیست هنرمندان هم همانطور که حدس می‌زنیم جناب رئیسی چندان طرفداری ندارند.

(انتخاب: لیست هنرمندانی که از کاندیداها حمایت می‌کنند)

همین چند دقیقه پیش خبردار شدم که دو هنرمند بزرگ کشورمون به حسن روحانی پیوستند. یکی محسن چاوشی با دو قلب سبز و بنفش و یک متن که گفت یک قطعه هم آماده کرده.  (محسن چاوشی در اینستاگرام)

دیگری هم اِبی بود!

شاید کمی باور کردنش سخت باشه اما وقتی تتلو از رئیسی حمایت می‌کنه! و با همدیگه ویدیو هم منتشر می‌کنن!، این‌یکی خیلی راحت‌تر قابل پذیرشه. (ابی در اینستاگرام، که در ابتدا دو قلب سبز و بنفش داشت ولی الان پاکشون کرده)

 

۲۷ ارديبهشت۰ ۹۶ ۱ کامنت
ایمان میرزائی

انتخابات؛ سوال‌های اشتباه پاسخ‌های اشتباه‌تر

پلان اول

دم دم های عید بود، همه به جنب و جوش بودند که برای آن روزهای تزریق امید به خانه آماده شوند.

یک نفر به یک پیر رسید و گفت: تو برای امسالت چه خواهی کرد؟ وضع کار و کاسبی که خراب بوده، هر روز هم بدتر شده، هان؟ چه می‌خواهی بکنی؟

پیر گفت:‌ همممممم، امسال را به خودم و خانواده قول دادم که حسابی وضعمان تغییر کند.

گفت: مثلا چه‌کار می‌خواهی بکنی؟

پیر پاسخ گفت می‌خواهم زمینی را که داریم بکارم، ما زمین داشتیم ولی حیف که قدرش را ندانستیم و آن را به دیگران کرایه دادیم و از ظرفیت زمین خوب بهره نبردیم.

گفت: تو هر سال این را می‌گویی!

پیر گفت: قبلا نمی‌شد که مشکلات زیاد بود، قبلا خرج فرزندانم را می‌دادم و امسال متفاوت است که فرزندانم کاهش یافته‌اند و به خانه خود رفتند.

گفت: خوب است! و ادامه داد، خوب راستی با آن طویله‌ات چه می‌خواهی بکنی؟ آن که فروریخته؛

پیر گفت: آن را هم امسال می‌سازم. اما حیف که قبلا به آن فکر نکردم. چه فکر خوبی!

گفت: برایش چه برنامه‌ای داری؟

پیر پاسخ داد: برنامه خوبی دارم.

و پرسنده دیگر به پاسخ‌ها راضی شد؛ او نپرسید که تو تا امروز این گونه رفتار کردی و حالا هم این زندگی مشقت‌بار حق تو و خانواده توست! او ساکت شد. شاید هم پرسنده‌ی سوال خودش پرت‌تر از این ها بوده، شاید هم ملاحظه پیری او را کرده و دیگر او را سوال پیچ نکرد. آخر در این روستا فقط همه به هم خداقوت می‌گویند بدون اینکه یکبار با هم بحث‌ها جدی و طولانی داشته باشند. و همه هم راضی‌اند و بعد از پرسیدن از مردن خر آن یکی همسایه شان و زاییدن زن کَل بنده‌علی و آنکه گویا پسر زاییده خوش به حالش. بحث سنگین‌تری با هم ندارند. آنها سریعا راضی می‌شوند.

حتی وقتی یک جوان عاشق زن روستای بغل می‌شود، به‌اش از بی‌اصل و نصب بودن آن روستایی‌ها می‌گویند و اینکه نسل روستای خودشان ژن قدرتمندی دارد. اینجا را باید بگویم که بحث از ژن در اینجا عمیق‌ترین بحث علمی این روستا است و به ژن خیلی اهمیت می‌دهند. اما حالا جرات داری بهشان بگو که ژن دیگر چه صیغه‌ای است؟

و آنها با بیل زنگ زده خود نشانتان می‌دهند که برای صحبت در مورد ژن لازم نیست که ژنتیک بدانند.

پلان دوم

نگاهی به نوشته حامد قدوسی که درباره انتخاب نمایندگان شوراهای شهر نوشته بود انداختم. آنقدر برایم تازگی داشت که بعد از یک ماه، هنوز یادم است:

من اگر باشم از هر نامزد شورای شهر این سوال‌ها را می‌پرسم:

۱) در حوزه تخصص شما، پنج مساله اصلی شهر چیست؟

۲) پنج مگاپروژه کاملا مشخص برای به‌بود آن معضلات را پیش‌نهاد کنید.

۳) «منابع» لازم برای این به‌بود‌ها و مگاپروژه‌ها چه طور باید تامین شود؟

و نهایتا ۴) چه طور باید «انگیزه‌های» لازم برای پیش‌برد این به‌بودها را خلق کرد؟

(+)

کاملا برای من روشن است که همین‌سوال ها را شاید با یک نمه تغییرات در مورد نامزد‌های ریاست جمهوری نیز قابل دلالت هستند.

و غیره!

[که برای ادامه حیات این وبلاگ درب و داغان پاک کردم، باشد که دستان روی کیبوردم برای نوشتار زیرپوستی مهارت‌دار شود].

ته‌نویس: فقط نگران قسمت‌هایی که «پلان» نوشته شده است نباشید لطفا، می‌دانم که پلان فقط یک تصویر است، و اگر این نوشته قرار بود -مثلا- به فیلم تبدیل شود، نام این دو رخداد دو «سکانس» می‌شد. دو پلان‌ای که نوشته‌ام دو تصویر هستند. که یکی بعد از دیگری بعد از تماشای برنامه انتخاباتی از تلوزیون به ذهنم آمده‌اند. به همان‌صورت هم نوشتم. smiley

۰۷ ارديبهشت۰ ۹۶ ۳ کامنت
ایمان میرزائی